فرار میگ۲۳ عراقی با یک جمله انگلیسی سرلشکر ستاری
خاطره ای از تیمسار خلبان اکبر توانگریان
 

در طول جنگ تحمیلی همیشه رادار بندر و صنایع پتروشیمی ما، از اهداف مهم و استراتژیک دشمن به حساب می آمد. تقریباً هر چند روز یک بار به این اهداف حمله هوایی می شد.

یک روز، من خلبان «آلرت» (آماده) پایگاه بودم. آژیر حمله هوایی کشیده شد، بلافاصله سوار هواپیما شدم و طبق مشخصات جغرافیایی که رادار بندر شاهپور از موقعیت هواپیماهای دشمن برایم مشخص کرده بود، به پرواز درآمدم.

در آن زمان، سرگرد ستاری افسر کنترل شکاری رادار بود. او با توجه به فاصله کمی که هواپیماهای دشمن داشتند، خطر را احساس کرده بود و مرتب به من می گفت:

ـ بجنب دارند می آیند!

من کاری از دستم برنمی آمد و فقط در جواب می گفتم:

ـ با حداکثر سرعت دارم می آیم.

جناب ستاری با آگاهی از موقعیت من و هواپیماهای دشمن به این نتیجه می رسد با سرعتی که پرواز می کنم، هرگز به هواپیماهای دشمن نخواهم رسید و آن ها بمب های خودشان را خواهند زد. لذا به زبان انگلیسی در «چنل گارد» (کانالی که تمام گیرنده های موجود در هوا و زمین می توانند آن صدا را بگیرند) گفت:

ـ خوب داری می آیی، الان ده مایل با میگ۲۳ دشمن فاصله داری، قبل از اینکه به هدف برسند تو آن ها را خواهی زد.

من در لحظه اول با شنیدن صدای جناب ستاری شک کردم، چون ما در مأموریت ها مجاز نبودیم به زبان انگلیسی صحبت کنیم، ضمناً من با هواپیماهای دشمن بیش از ۳۰ مایل فاصله داشتم. حس کردم او می خواهد هواپیماهای دشمن به نحوی صدای او را بشنوند و آن ها را منحرف کند.

در جوابش به انگلیسی گفتم:

ـ بله، هواپیماهای دشمن را دارم. اولین هواپیما را روی رادار گرفته ام. فاصله ام ۹ مایل است و دارم به آن ها می رسم.

هواپیماهای دشمن که صدای من و جناب ستاری را گرفته بودند بلافاصله دور زدند و برگشتند. من به دنبالشان بودم و تا نزدیک مرز آن ها را دنبال کردم. آن روز با شگرد خوب و بجایی که نشأت گرفته از هوش و ذکاوت سرلشکر ستاری بود باعث شد هیچ آسیبی به منطقه نرسد.





:: موضوعات مرتبط: ارتش , شهدا , ,
:: برچسب‌ها: سرلشکر ستاری ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : وثوقی
تاریخ : چهار شنبه 7 مهر 1395

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 105 صفحه بعد